آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
روزگار شاهزاده GEM TV
سریال  روزگار شاهزاده نسخه کامل
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 22 دی ماه سال 1387

پیروزی زودرس  اسرائیل  و  سردرگمی جمهوری اسلامی


محمدرضا شکوهی فرد

mrshokouhifard@gmail.com

http://www.foreignpolicy.com/images/166-TA-israel.jpg


تلاشهای ایالات متحده، اتحادیه اروپا و البته دول عربی به رهبری مصر و عربستان سعودی و اردن هاشمی که منجر به تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت  در رابطه با رویدادهای غزه شد اگر چه بارقه های امید را در دیدگان آرزمندان صلح اندکی بارور کرد اما تاکنون نتوانسته است سبب فروکش شعله های آتش جنگ در غزه شود.

تروریست های حماس و جهاد اسلامی پس از گذشت 15 روز از شروع درگیری های غزه همچنان به راکت پرانی های خود موجبات نا امنی را برای شهروندان جنوب و تا حدودی مرکز و غرب اسرائیل فراهم کرده اند.با اینحال بدون کوچکترین تردیدی می توان به شکست ستیزه جویان فلسطینی در تقابل با ارتش اسرائیل تا بدین مرحله نبردها اطمینان داشت.
ارتش اسرائیل ، آگاه و متعهد به مسئولیت خطیر خویش در قبال حفظ امنیت شهروندان اسرائیلی دو مرحله نخست عملیات نظامی را با نیل یافتن نسبی به اهداف تعیین شده که عبارتند از بستن محور ارتباطی غزه با بیت حانون، و بیت لاهیا از شمال، خان یونس ، گذرگاه رفح ، معبر کرم ابو سالم و فرودگاه غزه از جنوب ، از شرق با قفل کردن ارتباط مواصلاتی گذرگاه کارنی و گذرگاه کیسوفیم ، گذرگاه نهال عوز و موشک باران و ورود زمینی ارتش   با پشتیبانی نیروی دریایی اسرائیل از محور نتزاریم و غوش قطیف از غرب و همچنین وارد آوردن تلفات عظیم در شهر غزه و منطقه جبالیا پشت سر گذاشت و عملا به اهداف نظامی خود در مرحله اول و دوم عملیات با تحمل کمترین تلفات دست یافته اند.
مرحله سوم عملیات که ورود به مناطق شهری غزه می باشد از ساعتی پیش آغاز شده و با توجه به تجربه اندوزی ارتش اسرائیل از جنگ تابستان 2006 با حزب الله لبنان و پیاده کردن ماشین نظامی سنگین در مناطق پیرامونی غزه پیروزی این مرحله که با فتح غزه بدست می آید بسیار محتمل می نماید.
اما چرا باوجود تلاشهای ممتد و گسترده طرف های دیپلماتیک و صدور قطعنامه نه اسرائیل و نه حماس تمایلی به قبول آتش بس از خود نشان نمی دهند؟
پاسخ به این پرسش را می توان در نقش منفی جمهوری اسلامی در شعلع ور کردن آتش درگیری های غزه جستجو کرد.
بنیادگرایان تهران  طی سه دهه گذشته پیوسته آتش افروزی های منطقه ای و تا حدودی جهانی را اشتباها ضامن بقای خود تصور نموده با مدد از این جهان بینی غلط زمینه های بروز  نزاع اخیر در منطقه غزه را فراهم کردند. اما مشکل از آنزمان عیان شد که تئورسین های سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی با مشاهده عمق جدیت و بازتوانی ارتش اسرائیل و دولت ائتلافی آقای اولمرت و تیزهوشی دیپلماتیک اسرائیل از این منظر که اهداف مشخصی را برای خود در پایان گرفتن درگیری اعلام نکرد پی به اشتباه محاسبه پرهزینه خود در تهییج دولت حماس به نقض آتش بس بردند.در حقیقت دولت جمهوری اسلامی به دلیل سردرگمی ناشی از این اشتباه استراتژیک نقشی به مراتب بیش از اسرائیل و حماس در ادامه یافتن درگیری ها و عدم تمایل طرفین نزاع به آتش بس دارد.
استراتژیستهای جمهوری اسلامی با تصور ویا شاید بهتر باشد بگوییم توهم نخستین که نقض آتش بس و شروع دور جدید موشک پرانی های تروریست ها و کشاندن اسرائیلیها به یک معرکه نظامی دیگر همچون دوسال پیش در جنوب لبنان می تواند از یکسو فرصتی را برای نظام پدید آورد در جهت انحراف ولو کوتاه مدت جامعه جهانی از توسعه طلبی های هسته ای جمهوری اسلامی و ثانیا با ایجاد این بحران منطقه ای که بصورت مشخص با درگیر کردن اسرائیل انجام پذیرفت احتمال حمله نظامی اسرائیل به ایران را تا حدود زیادی کاهش دهد. البته در این میان اهداف میانی جمهوری اسلامی عبارت بوده است از بوجود آوردن فضای سنگین تبلیغاتی بر ضد اسرائیل و کشور های عربی منطقه و جذب توده های نا آگاه خاورمیانه و تا حدودی جهان به سمت دلخواه خویش با این هدف که در صورت حمله به ایران از سوی اسرائیل و یا ایالات متحده در میان مدت و بلند مت بذر این سمپاشی سنگین رسانه ای و تبلیغاتی اکنون جمهوری اسلامی محصولی درخور برای نظام باشد.

محاسبه غلط تئورسین های جمهوری اسلامی اما از این حقیقت غافل مانده بود که اسرائیل در صورت برخورد جدید با حماس به هر سیاقی مانع تکرار حوادث تابستان 2006 خواهد شد و این مهم در حقیقت به معنی تلاش اسرائیل در جهت زودودن سایه حاکمیت حماس در نوار غزه و به عبارت بهتر قطع دست راست جمهوری اسلامی در همسایگی خود می شود.
تلاش اسرائیل اما اینبار کوششی هوشمندانه بود که با در نظر گرفتن اشکالات گذشته به خصوص تطبیق نیروهای رزمی با حنگ پارتیزانی می رود تا به موفقیتی سترگ و درخور تحسین برای ارتش اسرائیل و مهمتر از آن ایهود باراک وزیر دفاع تبدیل شود.
شاید با نگاهی سطحی بتوان جمهوری اسلامی را بواسطه پیروزی در اهداف کوچک مذکور بخصوص در عرصه تبلیغاتی و فضاسازی رسانه ای برنده نامید اما جستاری عمیق در این رویداد می تواند ما را به شکست جمهوری اسلامی در طرح ریزی  این بحران رهنمون کند. این درس که نظام اسلامی در اهداف کوتا مدت و میانی خود به پیروزی رسیده است اما آیا این پیروزی در مقابل قطع ید رژیم از نوار غزه با نابودی و یا شکست احتمالی حماس هموزن است؟
رژیم تهران بخوبی می داند که شکست در نوار غزه بیش از آنکه متعلق به حماس باشد متوجه جمهوری اسلامیست. مسئولین رژیم در تهران به تصور اینکه در هر صورت با راه اندازی این معرکه  نگاه ایالات متحده- اسرائیل و جامعه جهانی را از برنامه اتمی جمهوری اسلامی منحرف کرده اند هوز نا امید به نظر نمی رسند اما در حال حاضر بیش از همه از تعبیر کابوس شان که همانا پیشروی وقایع به سمت پیروزی کامل اسرائیل بر ستیزه جویان فعلا حاکم بر غزه نگرانند.
دیر یا زود همگی به این مهم خواهیم رسید که اوضاع به آن شکلی که آقایان در تهران منتظرش هستند پیش نخواهد رفت. کافیست به این گفته دیروز باراک اوباما رئیس جمهور منتخب ایالات متحده بیشتر توجه کنیم که ایران را مهمترین چالش پیش روی ایالات متحده نامید. شاید از همین روست که اسلامیست ها در تهران نام جرج دبلیو اوباما را برای او در نظر گرفته اند. به هر روی مطمئنا کلاف سر در گم هسته ایران با امید بستن به حضور دموکرات ها در مسند قدرت آنظور که جمهوری اسلامی انتظار دارد حل نخواهد شد.


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin